۱۵ اکتبر یک روز تاریخی
در اعتراض جهانی علیه سرمایه داری

روز شنبه ۱۵ اکتبر در بیش از ۸۰ کشور و تفریبا هزار شهر  مختلف هزاران نفر علیه سرمایه داری به اعتراض برخاستند. در هر یک از شهرهای رم و مادرید ۲۰۰ هزار نفر تجمع کردند. این یک روز تاریخی است. در چهار سال اخیر، بحران عمیق سرمایه داری فقر و فلاکت، نابرابری و بی عدالتی بسیار گسترده تری را بر جهان تحمیل کرده است. در بخش وسیعی از دنیا، گرسنگی و بیخانمانی مطلق میلیونها نفر را تهدید می کند. در کشورهای اروپایی و آمریکا بیکاری وسیع و فقر گسترده حاکم شده است. فقط در آمریکا نزدیک به ۴۰ میلیون نفر در فقر کامل بسر می برند. این شرایط نابسامان موجد یک جنبش وسیع جهانی علیه سرمایه داری شده است. در ناامیدی سیاهی که زندگی میلیونها نفر را در بر گرفته است این جنبش به یک نقطه امید برای تغییر بدل شده است.

جنبش های اعتراضی از اروپا آغاز شد. در فرانسه دو سال پیش بیش از یک میلیون نفر در اعتراض به بی عدالتی به خیابان ها ریختند. برای اولین بار پس از سالهای متمادی این اولین جنبش اعتراضی برای عدالت اجتماعی بود که تحت رهبری طبقه کارگر بمیدان آمده بود. اما ضعف آن در این بود که این بخش از طبقه کارگر، در سیطره رفرمیسم و ناسیونالیسم قرار دارد. فقدان یک رهبری انقلابی و کمونیستی کارگری در تمام اعتراضات تاکنونی کاملا احساس می شود. کشورهای دیگر اروپا یکی پس از دیگری به جنبش اعتراضی علیه فقر و بیکاری و برای عدالت اجتماعی پیوستند. اما آنچه که به جنبش اعتراضی جهانی مومنتومی دیگر داد، خیزش عظیم مردم در خاورمیانه و شمال آفریقا بود. با سرنگونی راس دو حکومت در دو کشور تونس و مصر جنبش اعتراضی در اروپا و آمریکا نیز میلیتانت تر و مصمم تر به خیابان ها ریخت. «التحریر» به سمبل این جنبش بدل شد. در ماه مه اسپانیا به مرکز یک جنبش اعتراضی وسیع با الگوی التحریر بدل شد. این جنبش را «جنبش مردم خشمگین» نام نهادند. یک دستاورد مهم آن ارجاع به مجامع عمومی برای تصمیم گیری است. سپس این الگو به کشورهای دیگر نیز سرایت کرد.

در هفده سپتامبر ۲۰۱۱ جنبش اشغال وال استریت در نیویورک دور جدیدی از مبارزات ضد کاپیتالیستی در جهان را آغاز کرد. طی دو هفته بیش از ۵۰ شهر آمریکا به جنبش اشغال مراکز مالی پیوستند. و پس از چهار هفته ما شاهد اجتماع جهانی و تاریخی صدها هزار نفر در نزدیک به هزار شهر در دنیا بودیم. این جنبش را از جریانات راست تا چپ جنبش ضد کاپیتالیستی خواندند. چنین حرکتی در تاریخ بی سابقه بوده است. مردم جهان علیه سرمایه داری این ریشه و مسبب فقر و فلاکت، سرکوب و اختناق، استثمار و نابرابری باهم و یکصدا اعتراض کردند. شعار ما ۹۹ درصد میخواهیم قدرت را از یک درصدی که بر جهان حکم می رانند، باز پس بگیریم، به شعار و سمبل این جنبش بدل شد. مردم ریشه و علت العلل تمام مصائب جهانی را هدف گرفته اند.

این حرکت هیجان انگیز و شادی بخش است. اینکه مردم دارند با صدای رسا و صریح به سرمایه داری اعتراض می کنند و علیرغم تمام تلاش های ایدئولوگ های رنگارنگ بورژوازی هیچیک قادر نیستند این پیام جنبش اعتراضی مردم را وارونه جلوه دهند، یک دستاورد بزرگ انقلابی و تاریخی است. اما علیرغم این صراحت لهجه و شناخت دشمن اصلی، این جنبش وسیع جهانی فاقد یک رهبری انقلابی و کمونیستی کارگری است و در فقدان چنین رهبری، جریانات چپ غیر کارگری، گرایش چپ بورژوایی دارد شعارها و خواست های خود را بر آن غالب می کند. این گرایشات می کوشند نفرت مردم از سرمایه داری را بسوی نفرت از سرمایه داری بازار آزاد متوجه کنند؛ بجای سرمایه داری، نئولیبرالیسم را مورد حمله قرار می دهند. مردم بحق بانک ها و سرمایه مالی را بعنوان سمبل سرمایه داری مورد تعرض قرار می دهند؛ گرایش رفرمیستی این خواست را در شعار بانک ها را بدست خود بگیریم بیان می کند؛ مردم از بدست گرفتن سرنوشت خود بدست خویش سخن می گویند؛ این گرایش این تمایل و خواست را تحت عنوان «رئال دموکراسی» یا دموکراسی کش آمده تبیین می کند. 

این جنبش وسیع توده ای نیاز به یک رهبری رادیکال کمونیستی کارگری دارد. خواست پایه ای مردم در همه جا آزادی، برابری و رفاه است. باید بروشنی تصریح شود که این خواست تا زمانیکه سرمایه داری حاکم است، سرمایه داری از هر نوع، چه بازار آزاد و چه دولتی، قابل تحقق نیست. سود تنها محرکه نظام سرمایه داری است. استثمار کار مزدی مبنای این نظام است. رقابت بر سر سود بیشتر و لاجرم نرخ استثمار بالاتر بخش ناگزیر کارکرد آنست. در چنین نظامی فقر گسترده، تبعیض و بیحقوقی وسیع، و در بخش وسیع جهان سرکوب و اختناق عنان گسیخته اجتناب ناپذیر است. باید سرمایه داری را واژگون کرد و دنیا را بر قاعده آن قرار داد. باید سرمایه داری بازار آزاد و کلا سرمایه داری در هر شکل آنرا سرنگون کنیم. تنها راه نجات بشریت از دوزخی که در مقابل آن قرار گرفته است، تنها راه نجات میلیون ها انسان از فقر و گرسنگی، از جنگ و تروریسم، به زیر کشیدن نظام سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم است. این امری است که جنبش کمونیسم کارگری برای آن می کوشد. این برنامه و هدف بلافاصله حزب اتحاد کمونیسم کارگری است. باید این جنبش را وسیعا گسترش و سازمان دهیم. باید بکوشیم که تبئین کمونیستی کارگری از بحران کنونی و شرایط رهایی به تبئین بخش هر چه وسیعتری از طبقه کارگر و مردم زحمتکش و آزادیخواه بدل شود.

 

مرگ بر جمهورى اسلامى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
زنده باد جمهورى سوسياليستى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢۶ مهر ١۳۹۰ – ١٨ اکتبر ۲۰١١